سيد احمد على خسروى

283

راهنماى داروهاى تندرستى ( فارسى )

در زحير است و سدّى و قروحى كه از معدة يا مرى ريخته مىشود بامعاء و اين سحج و انجراد حادثه در نفس امعاء يا از ورم است و يا از لذع مرار مذكور است و يا از خونى است شديد الحرارة كه ريخته شده از كبد يا از انفتاح عرقى است در اعالى امعاء يا در اسافل آن و يا بجهة دواء مسهلى است كه زخم كرده است امعاء را مثل شحم حنظل و يا از قروحى است با عفونة و تاكّل و اينهائى كه ذكر شد يا در امعاء غلاظ است و اين اسلم است و يا در دقاق است و اين اصعب است بخصوص در صائم « 2 » در معالجه سحج و قروح امعاء بقول كلّى بدان كه جميع علاج سحج و قروح امعاء محتاج است باستعمال قوابض و ملعّب و مبرد از ادوية و اغذية پس اگر در امعاء عليا شد به خوردن اين ادوية و اغذية و اگر در امعاء سفلى شد باماله اين ادوية بايد دفع و قطع نمود و اگر اين قروح و سحج در وسط واقع شد به اين معنى كه در بين الطرفين امعاء عليا و سفلى واقع شد علاج كنند بخوراكى و اماله از اين ادوية و اگر آثار تاكل ظاهر شد در اين سحج و قروح امعاء يعنى غائط و مدفوع متعفن گرديد بايد با اين ادوية قابضه از ادوية جالية مثل گل مختوم با شيره برگ بارهنگ ضم نمايند و اگر برگ بارهنگ يافت نشود با شيره بارهنگ مخلوط كرده بخورند يا اماله كنند و مىآيد علاج اين سحج و زحير در قول كلّى مفصّلا و شيخ الرئيس ابو على سينا مىفرمايند از براى ريوند خاصيّة عجيبى است در قروح امعاء و پنير نمك گرفته نيز بجهة

--> ( 2 ) مخفى نماند سبب زحير يا سفلى است كه حبس شده در روده مستقيم و علامتش خارج شدن غائط است و علاجش بدواهاى گرم‌كننده و نرم‌كننده است چنانچه گذشت و اگر به اين دواهاى گذشته ذكرشده علاج نشود بايد بامالهاى قويه اخراج آن كنند مثل اماله سولفات دو سود كه ده مثقال آن را در 2 وعده اماله بريزند و يا اماله كنند بروغن كرچك آن هم پنج مثقال و بخورانند از مسهل فلوس مذكور و يا سبب زحير ورمى است در روده مستقيم ظاهر شده و علامتش اگر ورم حار باشد تب و عطش و درد و پيچ در روده مستقيم و علاجش علاج ورم است از فصد كردن و يا زلو انداختن و پس از اين اماله كند بمبرّدات مثل طبيخ بنفشه و نيلوفر و فلوس خيارشنبر ؟ ؟ ؟ دو مثقال و از فلوس 12 مثقال و غذاهاى سردكننده خوردن مثل انار و آلو و اكثر انواع زحير غير ورمى را نفع مىكند مسخنات ؟ ؟ ؟ را برساند ؟ ؟ ؟ به آن زحير تبريد كردن